تبليغاتX
═╬♥☻♥ رقص چشمات♥☻♥ ═╬






درد و دل


آثار بجا يك عاشق


نويسنده


دوستان


دوستان عاشق


موضوعات :


آمار وبلاگ :

طراح قالب:


لوگوي دوستان


كد جاوا :



رقص چشمات

 

  تقديم به آن نگاهي که تمام هستي و دلم فداي اوست 

 طلايي ترين روزها ، ارزاني نگاه مهربانت

 و

 بغل بغل گل مريم پيشکش قلب مهربانت

 

تو چشم تو یه حادثه ست که از ستاره سرتره

نجابتی تو چشماته که آبروت و می خره

خاطره هام مال خودم تموم شعرام مال تو

اگه بری تو قصه ها بازم میام سراغ تو

واسه چشمات پر شعرم تو دلیل قصه هامی

هر نفس هم نفسی تو  مثل غم توی صدامی

نازکم از تو نوشتم گل من ترانه ای تو

مثل تنهایی عاشق پر عاشقانه ای تو

منو ببر به شهر عشق گلایه هاتو خط بزن

تو آرزوی آخری

اگه پر از مصیبتی غماتو هدیه کن به من

تو آبروم و می خری

یه نیمه جون زخمیم بیا بیا نفس بده

نفس تویی

هوا تویی

قاب چشاتو وا کن و ستاره ها رو پس بده

 

 

دعا می کنم که هیچ گاه چشم های زیبای تو را

در انحصار قطره های اشک نبینم

و تو برایم دعا کن ابر چشم هایم همیشه برای تو ببارد

دعا می کنم که لبانت را فقط در غنچه های لبخند ببینم

و تو برایم دعا کن که هرگز بی تو نخندم

دعا می کنم دستانت که وسعت آسمان و پاکی دریا و بوی بهار را دارد همیشه از 

حرارت عشق گرم باشد

و تو برایم دعا کن دست هایم را هیچ گاه  در دستی به جز دست تو گره ندهم

 

 

کاش می دونستی چقدر دلم بهانه تو را میگیره هر روز

کاش می دونستی چقدر دلم هوای با تو بودن را کرده

کاش می دونستی چقدر دلم از این روزهای سرد

بی تو بودن گرفته

کاش می دونستی چقدر دلم برای ضرب آهنگ قدمهات

گرمی نفسهات، مهربانی صدات تنگ شده

کاش می دونستی چقدر دلواپس تو‌ام

کاش می دونستی چقدر تنهام ، چقدر خسته ام

و چقدر به حضورت محتاجم

و همیشه از خودم می پرسم

این همه که من به تو فکر کنم

تو هم به من فکر می کنی؟

 

 

 

اگه خواستی می تونم یه عمری هم نفس بشم

تو پرنده واسه من من واسه تو قفس بشم

اگه خواستی یه دفعه بهم بگو دوسم داری

آخه عشق من چرا باز میری تنهام می زاری

اگه میخوای بری سفر قلبمو با خودت ببر
نذار که قلب عاشقم بی تو بمونه در به در
وقتی که کوله بارتو می بندی از توی خونه

عاشقتو جا نذاری طفلکی تنها می مونه
غرور من شیشه ایه نذار بیفته زیر پات
به هر کسی نگاه نکن جای منه قاب چشات

من همه ی عمر به دنبال تو می گشتم

و چنان استوار و صبور دل به جستجوی سالیان دراز بستم

...و تو را یافتم

ای که در تو من آواره نخواهم بود

در کنار تو پریشانی و غربت را از یاد خواهم برد

دلم می خواهد عقده های بی رحم گریه را که حلقومم در چنگال هایشان اسیر است

.در دامان نوازش های عزیز تو بگشایم

اشک های بی تابم را که عمری در پس  پرده ی سیاه غرور زندانی بودند

...در کف دست های خوب تو رها کنم

......و اکنون من

......تو را می پرستم


نويسنده: علی مورخ: شنبه پانزدهم تیر 1387 در ساعت: 12:16
|+|



رقص چشمات

  سلام دوستای گلم 

خوبین؟ خوشین؟ دلم واستون تنگولیده بود

ممنون از شما عزیزانم که تو این مدت که نبودم بهم لطف داشتین

و منو تنها نذاشتین

بالاخره امتحانا تموم شد

امیدوارم شما دوستای گلم امتحاناتتون رو به خوبی پشت سر گذاشته باشین

و تابستون قشنگی داشته باشین

یه خسته نباشی ویژه هم به کنکوریا عزیز

امیدوارم نتیجه تلاشتون رو با قبولی در رشته مورد علاقه تون بگیرین انشاالله

بازم قالب و آهنگ وبلاگ رو تغییر دادم چطوره؟

خوب بسه دیگه خیلی حرفیدم

بریم سراغ آپ

شادترین و خندون ترین باشین 

 

 

چشم من بگو چی دیدی غصه خوردی

چیکو چیکه چند تا ناودون و شمردی

 

 

 یه روزی تنهام می زاری حتی تو

روی قلبم پا می زاری حتی تو

می رسه روزی که بعد باورت میگی داری کم میاری حتی تو

می بینم روزی که به سادگی

پشت پا به آرزوهام می زنی

میگذری از منو آخرش فقط

می شینی زل توی چشمام می زنی

حتی تو یه روزی تنهام میزاری و میری

حتی تو سراغی دیگه از من نمیگیری

می دونم که بی تو توی تنهاییم میمیرم

می بازم به نگاه تو از دنیا میرم

اگه باختم اگه سوختم اگه تو خودم شکستم

اگه دیدی یا شنیدی گوشه ای چشمامو بستم

عشق من یادت بمونه من همیشه با تو هستم

عشق من فدای چشمات تو رو از جون می پرستم

 

 

برو با یارت عزیزم

برو با یارت عزیزم رها کن این تنه منو

الهی که صد ساله بشه عشق قشنگت عزیزم

اما یه قول بهم بده یارتو تنها نزاری

که مثل من اسیر بشه آواره از خونه بشه

منم یه قول بهت میدم یه روز فراموشت کنم

قلبمو سنگیش بکنم عشقتو خاکستر کنم

اگه یه روز خواستی کسی رو نفرینش کنی

بگو که مثل من بشه زجر جدایی بکشه

آخه چجور دلت آمد تنهام بزاری و بری

...آخه مگه حرفی زدم زخم زبونی من زدم

 

 

...دیگه تو رو ندارم تو رو ازم گرفتن

 

در تلاطم ثانیه ها  در طوفان حوادث که گردباد نگاه تو قلبم را به تاراج ی برد

و هیچ برایم جز قلبی شکسته و تنهایی...و قلبی که دیگر توان های های گریه

...را هم نداشت

در آماج طعنه های تو به قلب شکسته ام

در تلاطم ثانیه ها که نگاه نامهربانت آتش به ثانیه هایم می کشید

و من را در بهت دقایق غرق می کرد و خاطرات تلخ تو را به تاراج می برد

جز هق هق گریه چیزی برای تو نداشتم

آری هق هق ترانه های من برای تو لالایی شد و تو را در بهت حوادث به خواب برد

در تلاطم ثانیه ها من برایت ابری از جنس غم و غصه شدم

برای تو باریدم  اما تو چترت را باز کردی و گریه های من را ندیدی  و در زیر چترت

.......به هق هق من خندیدی

 

 

بگید چشاش به در بود نیومدی سراغش

بگید به یاد تو بود نیومدی سراغش

بگید که تک پرت بود نیومدی سراغش

بگید که عاشقت مرد دیگه نیاد سراغش

 

 


نويسنده: علی مورخ: شنبه هشتم تیر 1387 در ساعت: 1:14
|+|

کپی برداری بدون ذکر منبع غیر مجاز می باشد