فرا رسیدن ماه محرم را به شما دوستان عزیزم تسلیت می گم
در این روز و شب های زیبا و معنوی منو از دعای خیرتون بی نصیب نزارین

از اشک چشم زهرا احساس رو آفریدن
از خون قلب زینب عباس رو آفریدن
دیگر صدای گریه از خیمه ها نیومد
خون از گلوی پاک فرزند حیدر آمد
آری صدای گریه از خیمه ها نیامد
صحرا همه به خون شد
صدای نیزه آمد
امید آخرم مرد
دیگر نیامد سردار
چشمان خیس زینب اشکی دگر ندارد
به رو شونه ی عباس مشکی دگر ندارد

هیچی ازم نمونده جز یه سایه
سایه ای که خالیه از عشق و امید
رفیق من سنگ صبور غم ها
به دیدنم بیا که خیلی تنهام
هیچ کی نمی فهمه چه حالی دارم
چه دنیای رو به زوالی دارم
مجنونم و دل زده از لیلی ها
خیلی دلم گرفته از خیلیا
نمونده از جوونیام نشونی
پیر شدم
پیر تو ای جوونی

اشک هایم را پذیرا باش
آنگاه که سجده بر خاک تو می زنم
آنگاه که حجم خاک دیواریست بین بودن و نبودن
اضطرابم رو پذیرا باش
آنگاه که پر می کشم تا آسمان تو
آنگاه که حجم خاک جسمم را گرو می گیرد
تا بداند که در آغوش تو آرامش می گیرم
سقوطم را پذیرا باش
که نیاموختی آن هر فرازی را فرودیست
داد ای جای خالیت خالیست
و تنها کلامم بعد از تو
باز هم
باز هم
تنهاییست


آی خدا دل گیرم ازت
آی زندگی سیرم ازت
آی زندگی می میرم و عمرمو می گیرم ازت
این غصه های لعنتی
از خنده دورم می کنن
این نفس های بی هدف زنده به گورم می کنن
چه لحظه های خوبیه
ثانیه های آخره
فرشته ی مردن من
منو از این جا می بره
آی خدا دل گیرم ازت
آی زندگی سیرم ازت
آی زندگی می میرم و عمرمو می گیرم ازت
چه اعتراف تلخیه انگار رسیدن ته خط
وقت رهایی از هوس
آی دنیا بی زارم ازت

تسلیت قلب صبورم دیگه اون دوست نداره
سهم اون یه عشق تازه سهم تو طناب داره

|